چهارشنبه، دی ۱۷

داشتم مشقای کلاس زبانمو مینوشتم و ته مدادمو میخوردم که طعم چوب بعد از سال ها رفت تو دهنم. یادم اومد من خیلی چوب خوار بودم یه زمانی. از وقتی دیگه مشقی ننوشتم چوب هم نخورده بودم.

۲ نظر:

آیسا گفت...

من خاک خوار بودم ولی . بعد مهر که می بینم اینجوری می شم . مهر می خوردم . نه الکیا . جدی ، خارت خارت .

میم گفت...

منم مداد میخورم اونقدر که همیشه ته مدادام سفید میشدن. حالا اما اتود رو هرچی میخورم فرقی نمیکنه هیچیش نمیشه